بازبینیفرمولاسیون

رهایش کنترل‌شده و کپسوله‌سازی مواد معطر در عطر پرمیوم

این بازبینی نشان می‌دهد که چگونه ریزکپسوله‌سازی، کمپلکس‌های سیکلودکسترین، حامل‌های پلیمری و پیش‌عطرها نرخ تبخیر مواد معطر را مهار می‌کنند و ماندگاری، تعادل بویایی و پایداری فرمولاسیون عطر پرمیوم را تغییر می‌دهند.

خلاصه

ماندگاری یک عطر پرمیوم به مقدار ماده معطر وابسته نمی‌شود و به نرخ رهایش آن وابسته می‌شود. این بازبینی نشان می‌دهد که چگونه سامانه‌های رهایش کنترل‌شده، از ریزکپسول‌های پلیمری تا کمپلکس‌های میان‌گیرندهٔ سیکلودکسترین و پیش‌عطرهای شکافت‌پذیر، تبخیر مواد فرّار را کند می‌کنند و پروفایل بویایی را در طول زمان بازتوزیع می‌کنند.[1][2][3] ادبیات علمی نشان می‌دهد که هر سامانه یک بده‌بستان مشخص میان بارگذاری، پایداری و سرعت رهایش ایجاد می‌کند و انتخاب سامانه به محرک مورد نظر و بستر کاربرد وابسته می‌ماند.[2][4][12]

  • فرمولاتورها مسئلهٔ ماندگاری را به مسئلهٔ مهار نرخ تبخیر و نفوذ ترجمه می‌کنند.[10][11]
  • سامانه‌های کپسوله‌سازی ماده معطر را در یک فاز محافظ محصور می‌کنند و آن را از تبخیر و اکسایش زودهنگام دور نگه می‌دارند.[1][3]
  • مواد دیواره از پلیمرهای سنتزی، بیوپلیمرهای طبیعی، لیپیدها و الیگوساکاریدهای حلقوی انتخاب می‌شوند.[3][4]
  • محرک‌های رهایش شامل اصطکاک مکانیکی، رطوبت، دما، نور و اختلاف پتانسیل شیمیایی هستند.[1][7][9]
  • ارزیابی عملکرد به اندازه‌گیری پروفایل فضای فوقانی و مدل‌سازی سینتیک رهایش نیاز دارد.[5][8][10]

فهرست

چرا رهایش کنترل‌شده در عطر پرمیوم اهمیت دارد

یک عطر پرمیوم ارزش خود را نه در لحظهٔ نخست، بلکه در طول ساعت‌ها اثبات می‌کند. مواد معطر ترکیب‌های فرّاری هستند که با نرخ‌های بسیار متفاوت تبخیر می‌شوند و همین تفاوت نرخ، پروفایل بویایی را در طول زمان تغییر می‌دهد.[10] اجزای سرِ ترکیب در دقایق نخست تخلیه می‌شوند، درحالی‌که اجزای پایه ساعت‌ها روی پوست باقی می‌مانند و بنابراین ادراک عطر به‌طور پیوسته جابه‌جا می‌شود.[10]

رهایش کنترل‌شده این جابه‌جایی را قابل مهندسی می‌کند. با محصورسازی بخشی از مواد فرّار در یک فاز محافظ، فرمولاتور می‌تواند تخلیهٔ زودهنگام را به تعویق بیندازد و شدت بو را در بازهٔ زمانی هدف یکنواخت‌تر کند.[1][3] این رویکرد به‌جای افزودن مقدار بیشتر ماده معطر، توزیع زمانی آزادسازی را تغییر می‌دهد و بنابراین هم بهرهٔ مواد گران‌قیمت را افزایش می‌دهد و هم سرریز اولیهٔ بو را کاهش می‌دهد.[2][3]

فیزیک تبخیر: فراریت، ضریب تفکیک و ماندگاری روی پوست

طراحی رهایش بدون درک فیزیک تبخیر معنا پیدا نمی‌کند. نرخ خروج یک ماده معطر از سطح پوست به فشار بخار آن، به ضریب تفکیک آب-اوکتانول، و به ضریب نفوذ آن در لایهٔ شاخی وابسته است.[11] مدل‌های مبتنی بر ویژگی‌های فیزیکوشیمیایی نشان می‌دهند که هر مولکول معطر میان دو مسیر رقیب تقسیم می‌شود: تبخیر به فضای فوقانی و جذب در لایه‌های پوست.[11]

این تقسیم پیامد عملی دارد. ترکیب‌های با فشار بخار بالا و آب‌گریزی کم عمدتاً تبخیر می‌شوند و سهم کمی از آن‌ها در پوست ذخیره می‌شود، درحالی‌که ترکیب‌های آب‌گریزتر با فشار بخار پایین‌تر در لایهٔ شاخی انباشته می‌شوند و مخزنی می‌سازند که به‌آرامی تخلیه می‌شود.[11] مدل‌سازی نفوذ مخلوط‌های عطری نیز نشان می‌دهد که عملکرد بویایی یک ترکیب به برهم‌کنش نرخ‌های نفوذ اجزا وابسته است و نه به مقدار مطلق هر جزء.[10] بنابراین سامانه‌های رهایش کنترل‌شده باید مکمل این فیزیک پایه باشند و آن را نقض نکنند.[10][11]

سازوکارهای ریزکپسوله‌سازی و نانوکپسوله‌سازی

کپسوله‌سازی ماده معطر را در یک ساختار محافظ محصور می‌کند و دسترسی آن به فضای بخار را محدود می‌کند. ادبیات علمی دو ریخت‌شناسی اصلی را از هم تفکیک می‌کند و این تفکیک بر رفتار رهایش اثر می‌گذارد.[2][3]

  • ساختار هسته-پوسته یک قطرهٔ مرکزی از ماده معطر را با یک دیوارهٔ پیوستهٔ پلیمری احاطه می‌کند و رهایش را به یکپارچگی دیواره وابسته می‌کند.[2][8]
  • ساختار ماتریسی ماده معطر را به‌صورت پراکنده در سراسر یک فاز جامد توزیع می‌کند و رهایش را عمدتاً با نفوذ تدریجی تعیین می‌کند.[2][6]

روش‌های ساخت نیز بر ویژگی نهایی اثر می‌گذارند. پلیمرشدن بین‌سطحی در امولسیون، دیواره‌های پلی‌اوره یا پلی‌اورتان با استحکام مکانیکی مشخص می‌سازد و برای کپسول‌هایی مناسب است که با فشار مکانیکی می‌شکنند.[8] در مقابل، روش‌های رسوب‌دهی حلالی و خشک‌کردن پاششی ساختارهای ماتریسی تولید می‌کنند که رهایش آهسته‌تر و پیوسته‌تری دارند.[2][6] کاهش اندازه به مقیاس نانو نسبت سطح به حجم را افزایش می‌دهد و بنابراین نرخ رهایش را بالا می‌برد، به‌گونه‌ای که نانوساختارها ثبات کلوئیدی بهتر اما محافظت کمتری فراهم می‌کنند.[3]

مواد دیواره: پلیمرها، بیوپلیمرها و لیپیدها

انتخاب مادهٔ دیواره تعیین‌کنندهٔ اصلی پروفایل رهایش است. دیواره باید نسبت به ماده معطر نفوذناپذیری کافی داشته باشد، در فرمولاسیون نهایی پایدار بماند، و در برابر محرک هدف پاسخ مشخصی نشان دهد.[2][3]

  • پلیمرهای سنتزی مانند پلی‌اوره، پلی‌اورتان و رزین‌های آمینه دیواره‌های محکم و کم‌تراوا می‌سازند و رهایش را تا زمان شکست مکانیکی به تأخیر می‌اندازند.[8][9]
  • مشتق‌های سلولزی مانند اتیل‌سلولز و متیل‌سلولز ماتریس‌هایی می‌سازند که ظرفیت بارگذاری بالایی برای مواد معطر فراهم می‌کنند و رهایش را به‌طور محسوس کند می‌کنند.[6]
  • بیوپلیمرهای طبیعی مانند صمغ عربی، مالتودکسترین، ژلاتین و کیتوزان سازگاری زیستی و تخریب‌پذیری بهتری دارند اما نفوذناپذیری کمتری فراهم می‌کنند.[2][3]
  • ماتریس‌های لیپیدی و مومی ترکیب‌های آب‌گریز را به‌خوبی در خود نگه می‌دارند و با افزایش دما ماده معطر را آزاد می‌کنند.[2][3]

بررسی سامانه‌های آمیزهٔ پلیمری نشان می‌دهد که ترکیب دو پلیمر با قطبیت متفاوت می‌تواند هم‌زمان بارگذاری بالا و رهایش کند فراهم کند، زیرا یک جزء ظرفیت نگه‌داشت را تأمین می‌کند و جزء دیگر سد نفوذ را می‌سازد.[6] این یافته نشان می‌دهد که بهینه‌سازی دیواره یک مسئلهٔ چندجزئی است و با یک پلیمر منفرد به نتیجهٔ مطلوب نمی‌رسد.[6]

سیکلودکسترین‌ها و کمپلکس‌های میان‌گیرنده

سیکلودکسترین‌ها الیگوساکاریدهای حلقوی با حفرهٔ درونی آب‌گریز و سطح بیرونی آب‌دوست هستند و بنابراین می‌توانند مولکول‌های معطر آب‌گریز را در حفرهٔ خود جای دهند.[4] این کمپلکس میان‌گیرنده بر پیوندهای کووالانسی استوار نیست و با تعادل ترمودینامیکی توصیف می‌شود، به‌گونه‌ای که ثابت تشکیل کمپلکس میزان تمایل مولکول مهمان به حفره را کمّی می‌کند.[4][5]

اثر عملی این کمپلکس‌ها کاهش فراریت مؤثر است. تشکیل کمپلکس، فشار بخار جزئی مولکول معطر را کاهش می‌دهد، آن را در برابر اکسایش و نور محافظت می‌کند، و رهایش را به شکل تدریجی و رطوبت‌وابسته درمی‌آورد.[4] مطالعه‌های اندازه‌گیری فضای فوقانی روی اجزای روغن اسطوخودوس نشان می‌دهند که سیکلودکسترین‌ها و پلیمرهای شبکه‌ای‌شدهٔ سیکلودکسترینی، ترکیب‌هایی مانند لینالول و کامفور را به‌طور مؤثری نگه می‌دارند و ظرفیت نگه‌داشت به نوع سیکلودکسترین و به ساختار مولکول مهمان وابسته می‌ماند.[5]

با این حال محدودیت روشنی وجود دارد. ظرفیت هر حفره محدود است و تناسب اندازهٔ مولکول مهمان با قطر حفره شرط تشکیل کمپلکس پایدار است، بنابراین این سامانه برای همهٔ اجزای یک ترکیب پیچیده به یک اندازه کارآمد نیست و انتخاب‌پذیری ایجاد می‌کند.[4][5] این انتخاب‌پذیری می‌تواند تعادل بویایی ترکیب را جابه‌جا کند و به بازطراحی فرمول نیاز داشته باشد.[4]

حامل‌های کلوئیدی و میسل‌های کوپلیمری

در فرمولاسیون‌های آب‌الکلی، حامل‌های کلوئیدی جایگزین کپسول‌های جامد می‌شوند. کوپلیمرهای سه‌بلوکی مانند پلی‌اتیلن‌اکسید-پلی‌پروپیلن‌اکسید-پلی‌اتیلن‌اکسید در محیط آبی میسل تشکیل می‌دهند و هستهٔ آب‌گریز آن‌ها مولکول‌های معطر را در خود جای می‌دهد.[7]

بررسی‌های طیف‌سنجی رزونانس مغناطیسی هسته نشان می‌دهند که میزان محصورسازی به آب‌گریزی مولکول معطر وابسته است و مولکول‌های آب‌گریزتر تمایل بیشتری به هستهٔ میسل دارند.[7] نسبت اتانول به آب نیز نقش تعیین‌کننده دارد، زیرا افزایش اتانول حلالیت ماده معطر در فاز پیوسته را بالا می‌برد و در نتیجه محصورسازی و اثر کاهش فراریت را تضعیف می‌کند.[7] این وابستگی برای عطرهای الکلی پرمیوم اهمیت مستقیم دارد، زیرا محتوای الکلی بالا حاشیهٔ عملکرد این حامل‌ها را محدود می‌کند.[7]

محرک‌های رهایش: اصطکاک، رطوبت، دما و نور

سامانهٔ رهایش زمانی ارزش کاربردی پیدا می‌کند که در لحظهٔ درست فعال شود. ادبیات علمی چند خانوادهٔ محرک را از هم تفکیک می‌کند و هر خانواده به معماری متفاوتی نیاز دارد.[1][2]

  • محرک مکانیکی با اصطکاک یا فشار، دیوارهٔ کپسول را می‌شکند و رهایش انفجاری ایجاد می‌کند، و این سازوکار پایهٔ کپسول‌های حساس به لمس روی پوست و پارچه است.[8][9]
  • محرک رطوبتی در سامانه‌های آب‌دوست عمل می‌کند، زیرا آب دیواره یا کمپلکس را متورم می‌کند و مسیر خروج مولکول معطر را باز می‌کند.[2][4]
  • محرک دمایی در ماتریس‌های لیپیدی و مومی مؤثر است، زیرا نزدیک شدن به دمای ذوب، تراوایی ماتریس را افزایش می‌دهد و نرخ رهایش را بالا می‌برد.[2][3]
  • محرک نفوذی بدون رخداد بیرونی عمل می‌کند و رهایش را با اختلاف پتانسیل شیمیایی میان درون و بیرون کپسول پیش می‌برد.[2][6]
  • محرک نوری در سامانه‌های طراحی‌شده با گروه‌های نورفعال عمل می‌کند و رهایش را به تابش وابسته می‌کند.[9]

نمونهٔ روشنی از طراحی هدفمند محرک، سامانه‌ای است که در آن تابش نور به تولید گاز در درون کپسول منجر می‌شود و فشار حاصل دیواره را می‌شکند و ماده معطر را آزاد می‌کند.[9] این نمونه نشان می‌دهد که محرک را می‌توان از یک رخداد تصادفی به یک سازوکار طراحی‌شده تبدیل کرد.[1][9]

پیش‌عطرها و رهایش با شکافت شیمیایی

رویکرد دیگری وجود دارد که به‌جای محصورسازی فیزیکی، ماده معطر را به‌صورت شیمیایی غیرفرّار می‌کند. در این رویکرد، مولکول معطر با یک پیوند شکافت‌پذیر به یک حامل غیرفرّار متصل می‌شود و در نتیجه فشار بخار آن عملاً به صفر می‌رسد.[1] این پیش‌ماده تنها زمانی بو تولید می‌کند که پیوند شکسته شود و مولکول معطر آزاد شود.[1]

سازوکارهای شکافت متنوع هستند و به شرایط ملایم محیط کاربرد وابسته می‌مانند. آب‌کافت وابسته به pH، اکسایش با اکسیژن هوا، شکافت نوری در برابر نور روز، و شکافت آنزیمی روی سطح پوست از مسیرهای شناخته‌شده هستند و هر مسیر پروفایل زمانی متفاوتی ایجاد می‌کند.[1] مزیت اصلی این رویکرد ماندگاری بسیار طولانی است، زیرا مخزن ماده معطر تا زمان شکافت دست‌نخورده می‌ماند و در برابر شست‌وشو و تبخیر مقاوم است.[1]

محدودیت این رویکرد نیز روشن است. سنتز پیش‌عطر برای هر مولکول معطر به طراحی اختصاصی نیاز دارد، محصول فرعی شکافت باید از نظر ایمنی و بو بی‌اثر باشد، و کنترل دقیق نرخ شکافت در محیط‌های متغیر دشوار می‌شود.[1] بنابراین این رویکرد مکمل کپسوله‌سازی فیزیکی است و جایگزین آن نمی‌شود.[1][2]

ارزیابی تحلیلی پروفایل رهایش

ادعای رهایش کنترل‌شده تنها با اندازه‌گیری اعتبار پیدا می‌کند. روش مرجع در این حوزه، تحلیل فضای فوقانی با کروماتوگرافی گازی متصل به طیف‌سنجی جرمی است که غلظت هر جزء معطر را در فاز بخار و در فواصل زمانی مشخص اندازه می‌گیرد.[5][8] مقایسهٔ منحنی رهایش نمونهٔ کپسوله‌شده با نمونهٔ آزاد، میزان مهار تبخیر را کمّی می‌کند.[5][6]

  • تحلیل فضای فوقانی ایستا غلظت تعادلی بخار را می‌سنجد و ظرفیت نگه‌داشت سامانه را نشان می‌دهد.[5]
  • تحلیل فضای فوقانی دینامیک نرخ خروج در جریان گاز را می‌سنجد و رفتار رهایش در شرایط شبه‌واقعی را بازتاب می‌دهد.[8]
  • اندازه‌گیری بازده محصورسازی و ظرفیت بارگذاری، مقدار ماده معطر نگه‌داشته‌شده را نسبت به مقدار اولیه تعیین می‌کند.[6][8]
  • میکروسکوپی الکترونی و توزیع اندازهٔ ذرات، ریخت‌شناسی و یکنواختی دیواره را مستند می‌کنند.[8]
  • طیف‌سنجی رزونانس مغناطیسی هسته و اندازه‌گیری ضریب نفوذ، توزیع مولکول معطر میان فاز محصور و فاز پیوسته را آشکار می‌کنند.[7]

داده‌های رهایش سپس با مدل‌های سینتیکی تفسیر می‌شوند. برازش داده به مدل‌های نفوذی به تفکیک سهم نفوذ از سهم شکست دیواره کمک می‌کند و بنابراین سازوکار غالب رهایش را مشخص می‌کند.[2][6] این تفکیک برای پیش‌بینی عملکرد در شرایط کاربرد ضروری است، زیرا سامانه‌ای که با نفوذ رها می‌شود در قفسهٔ انبار نیز به‌آرامی تخلیه می‌شود.[2]

پیامدهای حسی و ماندگاری روی پوست

رهایش کنترل‌شده ادراک بویایی را نه‌فقط طولانی‌تر، بلکه متفاوت می‌کند. کاهش نرخ تبخیر اولیه شدت بوی لحظهٔ نخست را پایین می‌آورد و در عوض دنبالهٔ زمانی بو را کشیده‌تر می‌کند، بنابراین منحنی شدت-زمان مسطح‌تر می‌شود.[1][10] این تغییر شکل منحنی می‌تواند در ارزیابی حسی به‌صورت «ملایم‌تر اما بادوام‌تر» توصیف شود.[1][10]

مسئلهٔ مهم‌تر، جابه‌جایی تعادل ترکیب است. سامانه‌های محصورسازی نسبت به همهٔ اجزا یکسان عمل نمی‌کنند و اجزای آب‌گریزتر را قوی‌تر نگه می‌دارند، در نتیجه نسبت اجزا در فاز بخار با نسبت اجزا در فرمول اولیه تفاوت پیدا می‌کند.[4][7] عطرساز باید این جابه‌جایی را پیش‌بینی کند و ترکیب را با در نظر گرفتن سامانهٔ رهایش بازطراحی کند، زیرا افزودن کپسول به یک فرمول موجود می‌تواند تناسب بویایی آن را برهم بزند.[7][10]

ماندگاری روی بستر نیز به چسبندگی سامانه وابسته است. مطالعه‌های کاربرد کپسول‌های معطر روی پارچه نشان می‌دهند که پیوند شیمیایی کپسول به سطح، مقاومت آن را در برابر شست‌وشو افزایش می‌دهد و رهایش را به دفعات متعدد اصطکاک گسترش می‌دهد.[8] همین منطق برای پوست نیز برقرار است، زیرا نگه‌داشت فیزیکی سامانه روی سطح، شرط لازم برای رهایش طولانی است.[8][11]

بده‌بستان‌های فرمولاسیون و پایداری

هیچ سامانهٔ رهایشی بدون هزینه به فرمول افزوده نمی‌شود و طراحی عملی مجموعه‌ای از بده‌بستان‌ها را مدیریت می‌کند.[2][3][6]

  • افزایش ضخامت و استحکام دیواره رهایش زودهنگام را کاهش می‌دهد اما ظرفیت بارگذاری و شدت بوی محسوس را نیز پایین می‌آورد.[6][8]
  • کاهش اندازهٔ ذره ثبات کلوئیدی و توزیع یکنواخت را بهبود می‌دهد اما با افزایش سطح ویژه، نرخ نشت را بالا می‌برد.[3]
  • محتوای الکلی بالا در عطرهای پرمیوم می‌تواند دیوارهٔ پلیمری را متورم کند یا میسل‌ها را ناپایدار کند و اثر محصورسازی را تضعیف کند.[7]
  • حضور ذرات معلق در یک محلول شفاف، ظاهر محصول را تغییر می‌دهد و بنابراین به تعلیق‌سازی یا بازطراحی بستهٔ محصول نیاز دارد.[2][3]
  • نشت در طول انبارداری، پروفایل بویایی محصول را پیش از مصرف تغییر می‌دهد و به آزمون پایداری بلندمدت نیاز دارد.[2][6]

این فهرست نشان می‌دهد که رهایش کنترل‌شده یک افزودنی ساده نیست و به بازطراحی هم‌زمان ترکیب بویایی، بستر فرمولاسیون و بستهٔ محصول نیاز دارد.[2][6][7]

ملاحظات پایداری زیست‌محیطی دیواره کپسول

کارآمدترین دیواره‌ها از نظر مهار رهایش، معمولاً پلیمرهای شبکه‌ای‌شدهٔ سنتزی هستند و همین ویژگی مسئلهٔ زیست‌محیطی ایجاد می‌کند. این دیواره‌ها پس از رهایش ماده معطر باقی می‌مانند و به‌سختی تخریب می‌شوند، بنابراین به‌عنوان ذرات پلاستیکی ریز در محیط شناخته می‌شوند.[12]

بررسی ملاحظات پایداری در سامانه‌های کپسوله‌سازی مواد فرّار نشان می‌دهد که مسیر جایگزین به دیواره‌های تخریب‌پذیر زیستی بر پایهٔ پلی‌ساکاریدها، پروتئین‌ها و پلی‌استرهای زیست‌تخریب‌پذیر متکی است.[12] چالش اصلی این است که این مواد معمولاً تراوایی بالاتری دارند و بنابراین عملکرد مهار رهایش را کاهش می‌دهند، به‌گونه‌ای که طراحی پایدار باید میان تخریب‌پذیری و کارایی تعادل برقرار کند.[12]

راهبرد مکمل، کاهش وابستگی به دیواره است. سامانه‌های مبتنی بر کمپلکس‌های سیکلودکسترین و پیش‌عطرهای مولکولی نیازی به دیوارهٔ پلیمری پایدار ندارند و بنابراین بار زیست‌محیطی کمتری ایجاد می‌کنند، هرچند دامنهٔ عملکرد آن‌ها محدودتر می‌ماند.[1][4][12]

محدودیت‌ها و افق پیش رو

ادبیات موجود چند محدودیت روشن را ثبت می‌کند. بخش عمدهٔ داده‌های سینتیک رهایش در شرایط آزمایشگاهی و روی بسترهای ساده به‌دست می‌آید، درحالی‌که رفتار سامانه روی پوست انسان با تعرق، اصطکاک لباس و تغییر دما پیچیده‌تر می‌شود.[8][11] همچنین بسیاری از سامانه‌ها برای کاربردهای شوینده و پارچه توسعه یافته‌اند و انتقال آن‌ها به عطر الکلی پرمیوم به اعتبارسنجی مستقل نیاز دارد.[8][12]

مسئلهٔ دوم، فقدان یک روش استاندارد برای مقایسهٔ سامانه‌ها است. شرایط اندازه‌گیری فضای فوقانی، دما، جریان گاز و بستر آزمون میان مطالعه‌ها متفاوت است و بنابراین مقایسهٔ کمّی نتایج دشوار می‌شود.[2][5] استانداردسازی پروتکل ارزیابی رهایش می‌تواند این محدودیت را کاهش دهد و انتخاب سامانه را بر شواهد قابل‌مقایسه استوار کند.[2]

افق پیش رو به سه جهت اشاره می‌کند: طراحی محرک‌های اختصاصی‌تر که رهایش را به رخدادهای مشخص وابسته می‌کنند، توسعهٔ دیواره‌های تخریب‌پذیر با تراوایی کنترل‌شده، و پیوند مدل‌های پیش‌بین تبخیر با داده‌های حسی برای طراحی هم‌زمان ترکیب و سامانهٔ رهایش.[1][9][10][12]

جمع‌بندی

رهایش کنترل‌شده، ماندگاری عطر پرمیوم را از یک ویژگی تصادفی به یک متغیر قابل طراحی تبدیل می‌کند. فیزیک تبخیر و جذب پوستی چارچوب پایه را تعیین می‌کند و سامانه‌های کپسوله‌سازی روی این چارچوب عمل می‌کنند و نرخ خروج مواد فرّار را مهار می‌کنند.[10][11] ریزکپسول‌های هسته-پوسته رهایش وابسته به اصطکاک فراهم می‌کنند، ماتریس‌های پلیمری و لیپیدی رهایش نفوذی و دماوابسته می‌سازند، کمپلکس‌های سیکلودکسترین فراریت مؤثر را کاهش می‌دهند، و پیش‌عطرها ماندگاری بسیار طولانی را با شکافت شیمیایی ممکن می‌کنند.[1][2][4][6][8] هر انتخاب یک بده‌بستان میان بارگذاری، پایداری، تعادل بویایی و بار زیست‌محیطی ایجاد می‌کند و بنابراین طراحی درست به ارزیابی تحلیلی دقیق و بازطراحی هم‌زمان ترکیب و سامانه نیاز دارد.[3][5][7][12]

منابع

  1. Herrmann, A. (2007). Controlled release of volatiles under mild reaction conditions: From nature to everyday products. Angewandte Chemie International Edition, 46(31), 5836–5863. DOI: 10.1002/anie.200700264 | Journal: Angewandte Chemie International Edition
  2. Madene, A., Jacquot, M., Scher, J., & Desobry, S. (2006). Flavour encapsulation and controlled release – a review. International Journal of Food Science & Technology, 41(1), 1–21. DOI: 10.1111/j.1365-2621.2005.00980.x | Journal: International Journal of Food Science & Technology
  3. Kaur, R., Kukkar, D., Bhardwaj, S.K., Kim, K.-H., & Deep, A. (2018). Potential use of polymers and their complexes as media for storage and delivery of fragrances. Journal of Controlled Release, 285, 81–95. DOI: 10.1016/j.jconrel.2018.07.008 | Journal: Journal of Controlled Release
  4. Marques, H.M.C. (2010). A review on cyclodextrin encapsulation of essential oils and volatiles. Flavour and Fragrance Journal, 25(5), 313–326. DOI: 10.1002/ffj.2019 | Journal: Flavour and Fragrance Journal
  5. Ciobanu, A., Mallard, I., Landy, D., Brabie, G., Nistor, D., & Fourmentin, S. (2012). Inclusion interactions of cyclodextrins and crosslinked cyclodextrin polymers with linalool and camphor in Lavandula angustifolia essential oil. Carbohydrate Polymers, 87(3), 1963–1970. DOI: 10.1016/j.carbpol.2011.10.005 | Journal: Carbohydrate Polymers
  6. Sansukcharearnpon, A., Wanichwecharungruang, S., Leepipatpaiboon, N., Kerdcharoen, T., & Arayachukeat, S. (2010). High loading fragrance encapsulation based on a polymer-blend: Preparation and release behavior. International Journal of Pharmaceutics, 391(1–2), 267–273. DOI: 10.1016/j.ijpharm.2010.02.020 | Journal: International Journal of Pharmaceutics
  7. Berthier, D.L., Schmidt, I., Fieber, W., Schatz, C., Furrer, A., Wong, K., & Lecommandoux, S. (2010). Controlled release of volatile fragrance molecules from PEO-b-PPO-b-PEO block copolymer micelles in ethanol–water mixtures. Langmuir, 26(11), 7953–7961. DOI: 10.1021/la904832d | Journal: Langmuir
  8. Rodrigues, S.N., Fernandes, I., Martins, I.M., Mata, V.G., Barreiro, F., & Rodrigues, A.E. (2008). Microencapsulation of limonene for textile application. Industrial & Engineering Chemistry Research, 47(12), 4142–4147. DOI: 10.1021/ie800090c | Journal: Industrial & Engineering Chemistry Research
  9. Paret, N., Trachsel, A., Berthier, D.L., & Herrmann, A. (2015). Controlled release of encapsulated bioactive volatiles by rupture of the capsule wall through the light-induced generation of a gas. Angewandte Chemie International Edition, 54(7), 2275–2279. DOI: 10.1002/anie.201410778 | Journal: Angewandte Chemie International Edition
  10. Teixeira, M.A., Rodríguez, O., Mata, V.G., & Rodrigues, A.E. (2009). The diffusion of perfume mixtures and the odor performance. Chemical Engineering Science, 64(11), 2570–2589. DOI: 10.1016/j.ces.2009.01.064 | Journal: Chemical Engineering Science
  11. Kasting, G.B., & Saiyasombati, P. (2001). A physico-chemical properties based model for estimating evaporation and absorption rates of perfumes from skin. International Journal of Cosmetic Science, 23(1), 49–58. DOI: 10.1046/j.1467-2494.2001.00079.x | Journal: International Journal of Cosmetic Science
  12. Bruyninckx, K., & Dusselier, M. (2019). Sustainable chemistry considerations for the encapsulation of volatile compounds in laundry-type applications. ACS Sustainable Chemistry & Engineering, 7(9), 8041–8054. DOI: 10.1021/acssuschemeng.9b00677 | Journal: ACS Sustainable Chemistry & Engineering